تبلیغات
بهترین سایت آموزش زبان انگلیسی

بهترین سایت آموزش زبان انگلیسی
 
بهترین درس انگلیسی

این وبلاگ برای عاشقان زبان عالیه:

www.aham-download.persianblog.ir



ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 31 خرداد 1390 توسط احمدرضا حدادپور
به ایمیل و جی میل زیر:
ahmadreza_hadadpoor76@yahoo.com
ahmadrezahadadpoor2011@gmail.com


ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ جمعه 3 تیر 1390 توسط احمدرضا حدادپور
در ادامه مطلب

ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 1 تیر 1390 توسط احمدرضا حدادپور

crocodile tears

اشک تمساح،اشک ریا

a wet blanket

برج زهرمار،آیه یاس

out of the flying pan into the fire

از چاله به چاه افتادن

under the wire

سر بزنگاه

to get down off a high horse

از خر شیطان پایین آمدن




ادامه مطلب

برچسب ها: ضرب المثل انگلیسی،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 1 تیر 1390 توسط احمدرضا حدادپور
برای دانلود به همین وبلاگ مراجعه کنید(در قسمت مطالب اخیر)

ادامه مطلب

برچسب ها: وی پی ان رایگان، وی پی ان، دانلود وی پی ان رایگان، مفت، vpn،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 1 تیر 1390 توسط احمدرضا حدادپور
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 1 تیر 1390 توسط احمدرضا حدادپور

مشاهده ادامه مطلب



ادامه مطلب

برچسب ها: اصطلاح انگلیسی، اصطلاح، ضرب المثل،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 1 تیر 1390 توسط احمدرضا حدادپور
این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.


ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 31 خرداد 1390 توسط احمدرضا حدادپور
در ادامه مطلب

ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 31 خرداد 1390 توسط احمدرضا حدادپور
در ادامه مطلب

ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 31 خرداد 1390 توسط احمدرضا حدادپور

201) pull someone’s leg
202) سر به سر کسی گذاشتن

203) PULL STRINGS
204) پارتی بازی کردن. اعمال نفوذ کردن

205) pull the plug on sb
206) زیراب کسی را زدن

207) Pull your carpet out of the water
208) گلیمتو از آب بکش

209) pull your own weight
210) گلیمتو از آب بکش

211) Pulling someone leg
212) سر به سر کسی گذاشتن

213) punish
214) تنبیه کردن

215) push
216) هُل دادن

217) push arround the bush
218) طفره رفتن

219) pushy
220) پر رووووووووووو،سمج

221) Pusy cat
222) پیشی

223) Put 2 and 2 together
224) حساب دو دو تا چهار تا

225) put aside
226) چیزی را کنار گذاشتن

227) put heads to gether
228) مشورت کردن

229) put his tail between his legs
230) دمش را روی کولش گذاشت

231) Put it down to bad luck
232) اینو به حساب بدشانسی بگذار

233) Put it on my tap
234) بزن به حساب من

235) put me down
236) خراب کردن

237) Put not a naked sword in a mad man's hand
238) تیغ را به دست زنگی مست نده.

239) put off
240) به تعویق انداختن

241) Put on
242) پوشیدن

243) put on air
244) جو گیر شدن

245) put on weight
246) وزن اضافه کردن

247) put one's foot in it
248) نسنجیده حرف زدن

249) put one's money where one's mouth is
250) به قول خود وفا کردن



ادامه مطلب

برچسب ها: اصطلاح نمونه 2، اصطلاح های انگلیسی،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 31 خرداد 1390 توسط احمدرضا حدادپور
مشاهده ادامه مطلبعکس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات کام ------------- bahar22.com ------------ عکس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی



ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 31 خرداد 1390 توسط احمدرضا حدادپور

مشاهده در ادامه مطلب



ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 31 خرداد 1390 توسط احمدرضا حدادپور

در ادامه مطلب



ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 31 خرداد 1390 توسط احمدرضا حدادپور

در ادامه مطلب



ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 31 خرداد 1390 توسط احمدرضا حدادپور
STOPPING HICCUPS

It was once believed that a person with hiccups was possessed by the devil. Many remedies are supposed to stop hiccups, such as scaring the person and having the person hold her nose while drinking water.

توقف ***که

یک باور عمومی وجود داشت که شخصی که ***که می کند گرفتار شیطان شده است. روش های درمان بسیاری برای توقف ***که پیش بینی شده است، مثل ترساندن شخص یا این که وی را وادار کنیم که بینی اش را هنگامی که آب می نوشد بگیرد.

Example conversation: Sally couldn’t get her daughter to stop hiccupping. She tried to scare her by making a loud noise. When that didn’t work she had her daughter take small drinks of water while holding her nose. At last, the hiccups stopped.

مکالمه نمونه: سالی نمیتونه ***که دخترش رو بند بیاره. اون سعی کرد دخترش رو با یه صدای بلند بترسونه. وقتی که این کارش به جایی نرسید، دخترش رو مجبور کرد که همزمان که بینیشو گرفته چند قلپ آب بنوشه. آخر سر ***که دخترش بند اومد.

ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 30 خرداد 1390 توسط احمدرضا حدادپور
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک  

قالب وبلاگ

قالب وبلاگ

قالب بلاگفا

قالب وبلاگ

قالب وبلاگ

چت

اخلاق اسلامی

قالب بلاگ اسکای

قالب وبلاگ

download

فروشگاه اینترنتی ایران آرنا